تبليغاتX
درد مشترک
هر طور فكر ميكنم نمي توانم بفهمم مهريه چگونه ميتواند براي زن پشتيبان باشد؟! از نظر من مهريه .قيمتي است كه روي زن گذاشته مي شود.قيمت فروش زن است.حتي با اسم گذاري اين خريد و فروش هم مشكل دارم.مگر مهر فروشي است كه اين قيمت گذاري را مهريه ناميده اند.حتي اگر جنبه تحقير اين قيمت گذاري روي زن را در نظر نگيريم باز مهريه به ضرر زن است.وقتي زن وشوهر هر دو چه در خانه و چه در بيرون براي گذراندن و اداره يك زندگي زحمت مي كشند وقتي جان و جسم خود را به اشتراك مي گذارند نبايد همه چيز مشترك باشد ؟؟ چرا همه چيز به اسم مرد مي شود و مالك يك خانه و خانواده شوهر/پدر خانواده در نظر گرفته مي شود ؟اگر همه چيز به تساوي تقسيم شود براي زن پشتوانه بهتري نيست؟

در چند ايالت امريكا قانون بر اين منوال است كه پيش از ازدواج هر كدام از زن و مرد ميزان دارايي هاي خود را مشخص مي كند و دارايي هاي حاصلشان پس از ازدواج به تساوي تقسيم مي شود. اين روش در ايجاد اشتراك كمك مي كند. و قانون مهريه ما در بي اطمينان كردن زن و مرد به هم. مهريه پشتوانه براي زن نيست بلكه ايجاد وابستگي است.زن براي كسب استقلال مالي و داشتن در امد باز بايد به مرد وابسته باشد.تا زماني كه زن هم وابسته است مهريه به خود او تعلق نمي گيرد كه خانواده هاي بسياري دختر را ملك خود و دارايي و مهريه او را حق خود مي دانند.اشتغال و درامد زن پشتوانه بهتري از مهريه است. در اين حالت زن مي تواند چه در مقابل همسرش و چه در مقابل خانواده اش مستقل باشد.

من فكر ميكنم بزرگترين مسئله براي دختر اينه كه منتظر بماند تا انتخابش كنند و بعد برايش نرخ تعيين كنند .نظر شما چيست راجع به اين مطلب؟

http://shistory.blogspot.com

+ نوشته شده توسط فریده در و ساعت |
اعدام قتل قانونی یک انسان است.  با کشتن انسانها نه تنها هیچ مشکلی  از مصائب اجتماعی حل نخواهد شد بلکه با قتل یک انسان در وحله نخست از یک انسان و شهروند جامعه حق زندگی  سلب میشود  و آشکارا این عمل قهر آمیز  ترویج خشونت و خونریزی و آفرینش مشکلات متعدد اجتماعی و روانی دیگر را نیز در پی دارد. با قتل آدمها ( به فرض اینکه فرد اعدامی عملی خلاف قانون و اخلاق بشری و انسانی را مرتکب شده باشدهم)فقط صورت مسائل و مشکلات اجتماعی پاک خواهد شد و معضلات جاری جامعه با قتل و آدمکشی و حذف شهروندان یک جامعه هرگز حل نخواهند شد.  شعر زیر از شخصی بنام همدانی در روزنامه ای در اینترنت یافتم که به یاد عاطفه رجبی سروده شده بود که به جرم زنای محصنه در سال 2004 در شهر نکا اعدام شد.     

 تقدیم به عاطفه ها و همه                          

گلهای پرپر شده وطن

و آنگاه که زمین را

به جرم باروری

شلاق زدند

و حجاب بر سر خورشید کشیدند

تا خفاشان را نیازارد

                                          عاطفه ها را کشتند!

و آنگاه که کبوتران دشتها

آبهای آلوده به دعا و تبرک را

نوشیدند

                                           عاطفه ها را کشتند!

و زمانی که باد را

به جرم عشق ورزی

و دانه پراکنی

به بی شرمی متهم نمودند

                                           عاطفه ها را کشتند!

و هنگامی که

در گورستان نابارور اندیشه خویش

ابر را

به جرم باریدن و

همراهی باد

محکوم کردند

                                           عاطفه ها را کشتند!

و آنگاه که لبانی که عشق را زمزمه میکرد

تفتیدند  و

مهر سکوت بر آنها زدند و

زمانی که چشمان

از حدقه بیرون زده عشاق

بر بالای دار

رقصیدند

                                           عاطفه ها را کشتند!

و رهگذران خموش پچ پچ کنان

بدنهای بی سر خود را حمل نمودند

بدین سان

انسان غفلت زده

سرگشته!

در پس کوچه های بی عاطفگی

خود را

در پای منجیق های فلک

می بیند

که آهسته آهسته او را

به بالا میکشند!

همدانی سپتامبر 2004

 

+ نوشته شده توسط فریده در و ساعت |