تبليغاتX
درد مشترک
امروز قرار بود برم موهامو كوتاه كنم  بعد از گرفتن وقت  تلفني راه افتادم رفتم.تو مسيرم فرصتي بود تا فكر كنم. يادم اومد به گذشته كوچك كه بودم
تقريبا 10 الي12 سالم كه بود خيلي دلم ميخواست موهامو كوتاه كنم.
اطرافيون اجازه نميدادند .ميگفتند دختر زشته موهاشو كوتاه كنه.هر چه التماس
ميكردم فايده اي نداشت.تو سن 16 سالگي كه زندگي مشتركم را اغاز كردم
ميخواستم موهامو كوتاه كنم طرفي كه باهاش زندگي ميكردم ميگفت مگه
براي من نيست؟من دوست ندارم . اطرافيونش هم ميگفتند راست ميگه
مگه براي او نيست او دوست نداره. ادم بايد هر چه شوهرش ميگه بگه چشم .
واقعا باور كرده بودم كه اصل قضيه همينه.و من عددي نيستم
چندين ساله كه خودمو پيدا كردم و شناختم باور كنيد 100ها بار موهامو كوتاه كردم در مدلهاي مختلف. ولي اصلا لذت نبردم .دخترم چند مدت پيش موهاشو
هاي لايت كرده بود رنگ سورمه اي خيلي قشنگه وقتي نگاش ميكنم يادم مياد
تو همين سن كه بودم خودش 5سالش بودو من اجازه نداشتم موهامو كوتاه كنم
چون بهم ياد داده بودند كه واسه دل خودم زندگي نكنم لذت نبرم نفس نكشم
چون عددي نبودم .يه لحظه راننده گفت خانم مگه پياد نميشي؟ به خودم اومدم
صورتم پر از اشك بود سرم انداختم پايين دستم را درازكردم كرايشو بهش دادم
از ماشين پياده شدم تو فكر بودم حالا چه مدلي بزنم . شما فكر ميكنيد چه مدلي به موهاي من مياد؟ اه ببخشيد راستي شما كه موهاي منو نديديد اخه موهاي من هميشه زير روسريه. قرار نيست كسي ببينه زشته اره خيلي زشته
+ نوشته شده توسط فریده در و ساعت |